حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
124
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
[ ذكر محبس و زندان كه به قم بوده ] اوّل محبسى و زندانى كه بقم بوده است ، حجرهء بوده از سراىء يزد « 1 » - كه آن ديوان بوده - در آن كشاده كردند ، با كوچهء كه نزديكست بدر درب اللّجامين « 2 » . پس از آن آن را باطل « 3 » كردانيدند ، و هم آنجا كه سرآهاىء ولاة و حكّام بودند زندان كردند ، و هر جاى كه ولاة فرود مىآمدند ، بقرب « 4 » ايشان زندان خانه پيذا مىكردند . و از بعضى از مشائخ كه بقم بودند به من رسيد ، كه : « عرب كه بقم بودند ، ولاة را منع مىكردند كه در شهر نزول « 5 » كنند ، تا نباشد كه با ايشان اختلاط كنند ، و بر نفع و ضرّ « 6 » ايشان واقف « 7 » شوند ، و اموال ايشان مشاهده كنند ، و زنان و كنيزكان و خدمتكاران ايشانرا ببينند . و همچنين حيوانات و مرغان شكارى ، و اسلحه - از شمشير و تيغ و غير آن - ببينند ، و بر حال ايشان واقف و مطّلع كردند » .
--> هنگام ( ذكر باروى نو و كهنه به قم ) ، به تفصيل درباره اين سراها و كوشكها كه متعلق به وجوه و اشراف آل سعد و بر كنار رودخانه در سمت شرق آن قرار داشت ، سخن گفت . ( 1 ) . پيشتر نويسنده تاريخ قم در آغاز اين فصل آورد كه : ( دار الخراج به شهر قم قديما و حديثا ، اين سرائى است كه اليوم معروفست به دار الخراج ، مشهور به سراى يزد بن نار مجوسى ، پس از آن اليسع بن عامر بن عمران أشعرى از ورثه يزد بخريد و آن را ديوان ساخت ) . ( 2 ) . لجام ( به فتح لام و جيم ) يا أفسار ، وسيلهاى آهنى است كه درون دهان چهارپا قرار مىگيرد و داراى دو بند است كه به سوار توانايى در اختيار گرفتن حيوان را مىدهد . و اللّجام كسى را گويند كه سازنده اين وسيله است ، و درب اللّجامين ، گذرى بوده است كه سازندگان لجام و افسار در آن به اين كار مىپرداختند . ( 3 ) . يعنى اين رسم كهن را از ميان برداشتند ، و جايگاه زندان را از جايگاه نخست آن به نزديكى سراى واليان بردند . ( 4 ) . نزديك . ( 5 ) . فرودآمدن و سكونتگزيدن . ( 6 ) . ضرّ : ضرر ، كه مقصود نقاط ضعف و قوت است . ( 7 ) . آگاهىيافتن .